العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
298
شرح كشف المراد ( فارسى )
بسوى ما نفرستادى تا حرمت اين عمل را به ما گوشزد كنند تا ما مرتكب نشويم حال وقتى اين سؤال بجا است كه عقاب مردمان و اهلاك آنها بدون بعثت قبيح باشد . آرى مذمت و سرزنش زبانى و دنيوى آنها قبيح نيست چون مذمت اختصاص به مكلفين ندارد بلكه هر انسانى كه كار قبيح عقلى را انجام دهد عند جميع العقلاء مستحق مذمت است چه از نظر شرعى مكلّف باشد يا خير و لذا اگر انسانى انسان ديگرى را بر كار قبيح وادار كند و او اين عمل را مرتكب شود عند العقلاء آن باعث و واداركننده هم مؤاخذه و مذمت دارد چنان كه ابليس مذمت مىشود كه چرا مردمان را به جهنم فرستادى با اينكه او مجبوركننده نيست بلكه فقط دعوت و تحريك نموده و بقول قرآن : ابليس در قيامت گويد : ما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ . . . فَلا تَلُومُونِي وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ « ابراهيم / 22 » . ( مطلب ششم ) در اين قسمت پنج حكم از احكام و لوازم قانون لطف را ذكر مىكنيم : حكم اوّل : بايد ميان لطف و ملطوف فيه [ عملى كه در آن لطف محقق شده ] مناسبت باشد و منظور از مناسبت آنست كه حصول لطف مؤثر بوده و مقرب باشد و داعى بيشترى در مكلّف بوجود آورد براى تحقق بخشيدن ملطوف فيه و دليل اين تناسب آنست كه اگر اين گونه نباشد لازم مىآيد كه لطف بودن اين امر از لطف بودن ضد آن اولى نباشد پس ترجيح بلا مرجح مىشود .